بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

523

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

بود يا دو روز و اكثر آن از هفته درنكند و انقطاع كلى آن چنانچه دستور جمله است بيشتر از سى و پنج سالگى نباشد و از شصت سالگى بسر نيوفتد و هرگاه پديد آيد در اوايل غالب‌تر آيد و باهستگى كمتر شود تا بتدريج منقطع گردد چون اين احوال بيشتر يا پستر واقع شود و مختلف باشد به مقدارى كه لايق باشد وقتىست آن را بسببى غير طبيعى بود و اصحاب تجارب در اوقات و احوال تفاوتى بحسب اختلاف امزجه يافته‌اند بوقوع تفاوتى در حالت صحت ايشان چنانچه اكثر نوبالغان را چنان افتد كه بعد وقوع نوبت اول چندين ماه ديگر پديد آيد و بآهستگى بر دستور قرار گيرند و بعضى را چنان افتد كه مدت طمث ايشان يك روز بيش نباشد و بعضى را بده روز كشد بىموجبى غير طبيعى و همچنين بعضى را واقع شود كه چندين احوال سالها از پس شصت سالگى حيض مرتب بدستور سابق آيد فلهذا استدلال باختلاف طمث بر حصول اسباب غير طبيعى نسبت بقانون مذكور درست نيابد و چنان معتمدتر بود كه نسبت بقواعد مستمره مراقى از حالات حيض او بوقت صحت واقع شود جهت وجوب ملاحظه اختلاف امزجه و عادات بحسب اختلاف اوضاع و احوال اصناف در حفظ صحت دافع مرض اما سبب افراط حيض يا امتلاى بدن بود از خون و قوت طبيعت در دفع آن بدين طريق بواسطهء اقتدار برين استفراغ معتاد يا ضعف عرقى بود در رحم و گشاده شدن سر آن به جهت استرخاى آن از رطوبتى بدنى يا جفاف آن از ملينى بدنى و رسيدن زورى اندك بدان و يا گرمى و ترى خون بود و گشادن سر رگهاى رحم را بمعونت قوت دافعه عرقى و يا قرحه باشد در داخل يا خارج رحم يا باسورى داميه بود در ان محل و يا شقاقى باشد از سوء المزاج يابس حاصل شده بواسطهء كثرت استعمال قوابض در محل و اشباه آن و يا شقاقى بود عنقى كه به زور ولادت و ازالهء بكارت و اشباه آن حاصل شده باشد يا ضعف نسج رحم بود بسبب ازمان مرضى قوى و يا حكه قوى بود در رحم از خلطى نفوذكننده غلبه ميل دم بدان موضع و منفتح شدن عروق به محل آن جهت و يا وقوع المى بود از سقطه يا ضربه در رحم علاج آنجا كه سبب امتلاى دم بود علامات آن چنانچه سبقت بيان يافته مرارا بدان گواهى دهد بفصد كامل و حجامت قطن منع آن ميسر گردد و در اكثر حال بعلاجى ديگر محتاج نگردد